تردید و کبریت

الهه اندوه، رب النوع بی چشم و رویی

تبلیغات تبلیغات

روی منو زمین ننداز😖

چند روزه گیجم، منگ و بی حواس، تو ذهنم حرفا و جمله ها و فکر و خیال رژه میرن، سخت ترین دستور زندگیم : "روی منو زمین ننداز" آخه مردن راحت تر بود، زخمی که چندین ساله با منه، صبح و شب، هرروز، تو هر موقعیت، وقتی انقلاب و کرج و چالوس و آبشار و ماشین و کاکائو و گل رز و فاضل نظری و شیشه عطر شیرین و خنک وووو این زخمو تازه میکنه، وقتی همه تار و پود فکرم با فکر اینکه چرا راضی شدم کوتاه بیام متلاشی میشه چکار کنم؟چرا خودمو همون موقع نکشتم؟ چرا زمین و زمانو به آتیش
ادامه مطلب

وبلاگ های پیشنهادی

جستجو در وبلاگ ها